کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

ماهی قرمز


من درون تو پیدا شدم

شبیه کودکی در جان مادر

من تصویرم را در چشمهای تو یافتم

وقتی

که آبستن اشک بود

و من ماهی قرمز تنگ نگاه تو ام



" حمید مهدوی ( راهی ) "

وفات سپانلو


محمد علی سپانلو


شاعر و مترجم


تولد : نوزده آبان هزار و سیصد و نوزده

وفات : بیست و یک اردیبهشت هزار و سیصد و نود و چهار



خدایش بیامرزد

بگذاشتی ام ، غم تو نگذاشت مرا ...


و...


این منم

خوشبخت‌ترین


دلتنگ دنیا.




" عباس معروفی "


 

عاشقت شدم


تو خواب بودی و من

عاشقت شدم

شبیه ابری که آمد و من

عاشقت شدم

هوا ابری بود و آسمان میل باریدن نداشت

من باریدم به جای ابر و

عاشقت شدم

عشق یک اتفاق ناگهانی نیست

سالها گذشت تا که من

عاشقت شدم

شبیه یک کوچه بن بست

به انتهای دوستت دارم ها رسیدم من

عاشقت شدم

عاشق ، حرف نمی زند ، شعر می گوید

شبیه هذیان های شبانه ی من و هر روز

عاشقت شدم

...

 

" حمید مهدوی ( راهی ) " 

از پی ...


...

چشم باز کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می آمد

از مسیری که رفته بودی داشت

موجی از انجماد می آمد

با زبان ، با نگاه ، با رفتن

زخم جز زخم های کاری نیست

پای اگر بود پای رفتن بود

دست اگر هست دست یاری نیست

از کمرگاه چله ها رفتند

از پی تیرها نباید گشت

چشم بردار علی رضا بس کن

از کمان رفته بر نخواهد گشت

...

 

" علیرضا آذر "