کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

سفرنامه بخش هژدهم : سروج، فرات، منبج، حلب


شنبه دوم رجب ثمان و ثلثین و اربعمایه به سروج آمدیم و دوم از فرات بگذشتیم و به منبج رسیدیم.


و آن نخستین شهری است از شهرهای شام، اول بهمن ماه قدیم بود و هوای آن جا عظیم خوش بود. هیچ عمارت از بیرون شهر نبود و از آن جا به شهر حلب رفتم.


از میافارقین تا حلب صد فرسنگ باشد. حلب را شهر نیکو دیدم باره ای عظیم دارد ارتفاعش بیست و پنج ارش قیاس کردم و قلعه ای عظیم همه بر سنگ نهاده به قیاس چند بلخ باشد همه آبادان و بناها بر سر هم نهاده.


و آن شهر باجگاه است میان بلاد شام و روم و دیار بکر و مصر و عراق. و از این همه بلاد تجار و بازرگانان آن جا روند. چهار دروازه دارد باب الیهود، باب الله، باب الجنان، باب انطاکیه و سنگ بازار آن جا رطل ظاهری چهار صد و هشتاد درم باشد و از آن جا چون سوی جنوب روند بیست فرسنگ حما باشد و بعد از آن حمص و تا دمشق پنجاه فرسنگ باشد از حلب و از حلب تا انطاکیه دوازده فرسنگ باشد و به شهر طرابلس همین قدر و گویند تا قسطنطنیه دویست فرسنگ باشد.

 


رطل : عدل ، واحدی است برای وزن 

 


" ناصر خسرو قبادیانی  "



نمادگرایی عمو زنجیر باف


رمز گشایی ترانه - بازی عمو زنجیرباف همسانی آن را به نمایش های آیینی آشکار می کند. شخصیت عمو نوروز ، همان ایزد بهاران است که زنجیر زمستان و سرما را از دست ها باز می کند و پشت کوه سیاه می اندازد ، آنجا که جایگاه دیوان ایست.  بابا ، نمادی از بهار است که با خود فراوانی و زندگی می آورد. آوای جانوران نیز نشانه ای از بیداری طبیعت و موجودات آن است که یک به یک به پیشباز( پیشواز) بهار میروند.



" تاریخ ادبیات کودکان ایران - جلد اول / محمدهادی محمدی - زهره قایینی "


پ.ن : 

عمو زنجیر باف 

- بله 

زنجیر منو بافتی ؟

- بله

پشت کوه انداختی ؟

- بله 

بابا اومده ، چی چی آورده ؟

نخود کیش میش 

با صدای چی ؟

...



چه کنم ؟


چقدر خواب می‌آید تو را می‌آورد

چقدر باد می‌آید تو را می‌برد

من از دست تو چه کنم؟

به چی پناه ببرم؟

کجا فرار کنم؟

کجایی؟

نارنجی قشنگم!



" عباس معروفی "



کمی بیشتر از دوست داشتن


در من

آن که ماند ، تویی

آن که رفت ، من 



" سید محمد مرکبیان " 



معرفی کتاب : خدای کشتار


نام : خدای کشتار

نویسنده : یاسمینا رضا

مترجم : مائده طهماسبی

نشر : قطره

موضوع : نمایشنامه


 

نمایشنامه در فضای آشنای یک اتاق پذیرایی با حضور والدین  فرزندانی که با یکدیگر درگیر شده اند ،  آغاز می شود. این والدین سعی در ریشه یابی و حل مشکل عادی پیش آمده به روش متمدنانه را دارند ولی با هر چه پیشروی داستان مشکلات و چالش های انسانی بیشتری نمایان می شود. چالش هایی که هر کدام از ما در زندگی روزمره خود با آن روبرو هستیم ؛ گاهی با آن ها کنار می آییم و پاسخی برای آن می یابیم و یا آن را به دست فراموشی موقت می سپاریم ولی درست در لحظه های غیر منتظره ی زندگی مان این چالش ها مانند آتش زیر خاکستردوباره نمایان می شود.


فضای داستان کاملا واقعگرایانه و به ظاهر ساده ولی با روابط و دورنیات پیچیده انسانی است. موقعیت پیش آمده  هر یک از شخصیت های داستان را که می توانند نماینده گروهی خاصی از افراد اجتماع باشند در وضعیت غیر معمولی قرار می دهد. وضعیتی که آنها در آن راحت نیستند و مجبورند در مقابل چالش هایی که با آن روبرو هستند به دفاع یا توجیه اعمال ورفتار خود بپردازند ؛ موقعیتی که تنهایی شخصیت ها و حتی شاید تنهایی بشر قرن بیست را به نمایش می گذارد و درنهایت پاسخ مشخصی برای شرایط پیش آمده نمی یابد !