کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

سرود صبحگاهی


آن سوی دریا ها

زنی است

که هر صبح او را به یاد دارم.

با دستانی که عطر نان و عسل دارند ،

و گیسوانی که مرا در پناه خود می گیرند

زنی که آغوشش

بندرگاهی است

که این کشتی درهم شکسته سرگردان

می تواند

تا ابد

پهلو بگیرد.


 

] سرودی است که هر صبح با خود زمزمه می کند ... اولیس [

 


" شیزو "



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد