| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
حسِ آدمهایی که به ما اعتماد میکنند
شبیه پرنده ای زیباست
که روزی تصمیم میگیرد ما را امتحان کند.
او قمار میکند و بر شانه مان مینشیند.
او به دستان ما پناه می آورد تا ببیند
آیا متعلق به ما هست یا نه!
در گیر و دارِ این امتحان کردن
ممکن است نابود شود،
چون زندگی اش در دستان ماست!
پرنده ای که ریسک میکند
و به ما اجازه میدهد
زندگی اش را در دست بگیریم ...
آدمها اعتماد میکنند
چون احتمالاً ما را دوست دارند.
اعتماد کردن کار سختی ست
و سخت تر از همه داشتنِ
جانِ پرنده ای در دست است.
مواظب پرنده هایی که ما را
انتخاب کرده اند باشیم، قمار کرده اند ...
" عادل دانتیسم "
* عنوان نوشته متعلق به نویسنده است.
پ.ن : واسه همین که گاهی آدم دوباره قمار نمی کنه .
این نوشته برای کتاب تکه هایی از یک کل منسجم که نویسنده ش خانم پونه مقیمی
صفحه ی ۱۹۱ پ.ن
درود بر شما باد
واقعا زیباست
عالیست متن