| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
دیان : حالا آدم بد کیه ؟ آدم خوب کدومه ؟ آدم بد و خوب وجود نداره فقط اعمال بد و خوب وجود داره و در بینشون مخلوقاتی که این وسط وول می خورن .
ریشارد : ( سعی میکند که آرامش کند ) بس کن دیان ...
" عشق لرزه / اریک امانوئل اشمیت "
این که باید
فراموش ت می کردم را هم
فراموش کرده ام !
تو تکراری ترین حضور روزگار منی
و من عجیب
به آغوش تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام .
" محمد مرکبیان "
نام : دختر پرتقالی
نویسنده : یوستاین گاردر
مترجم : مهوش خرمی پور
انتشارات : کتابسرای تندیس
موضوع : داستان نروژی
نویسنده سعی کرده در این کتاب – داستان – نگاه خواننده را به جهان و هستی معطوف کند تا او برای یک بار هم شده سوال "چیستی" را از خود بپرسد و برای این کار قالب عاشقانه را انتخاب نموده است که پایان ماجرا از اواسط داستان لو می رود. در بعضی از قسمتهای داستان هم توضیحاتی درباره ماهواره هابل داده می شود که زیاد در خدمت خط اصلی داستان نیست ولی اگر بخواهیم از دیدگاه هستی شناسی – چیزی که ممکن است منظوراصلی نویسنده بوده باشد - در نظر بگیریم شاید این توضیحات کمی بی ربط نباشد. عیب دیگر داستان پُر گویی نویسنده است که نه تنها پیش برنده داستان نیست بلکه از حوصله خواننده هم بیرون است.
کتاب را می توان به دو بخش تقسیم نمود. قسمتی که نقل داستان عاشقانه ای با خیال پردازی های بیشمار شخصیت اصلی که بمانند داستان هایی از این دست ، معمولی است و قسمت دوم و پایانی کتاب که به مطرح کردن سوالات هستی شناسی و انسان شناسی می پردازد که چندان عمیق نیست و مسائلی است که همه ما برای یکبار هم شده با آن برخورد نموده ایم.
پ.ن : به نظرم ایده عاشقانه داستان خوب بود ولی دارای پرداخت مناسبی نبود و پایان کلیشه ایی داشت ولی خوندن این کتاب می تونه تجربه بدی نباشه . اگر هم نخوندید چیز خاصی رو از دست نمی دید.