| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
به یک آدم ضعیف آزادی بده ، خودش آن آزادی را دست بسته برایت پس می آورد.
" بانوی میزبان / فئودور داستایفسکی "
خوب می دانم که گریه های بزرگی در انتظارم است. وقتی مادرم بمیرد من سخت گریه خواهم کرد. این را از همین حالا می دانم. یعنی سال هاست که می دانم. از یادآوری اش به وحشت می افتم اما هیچ روزی را بدون فکر کردن به آن نگذرانده ام. اگر طوبی – خواهرم – بمیرد من باز گریه خواهم کرد. به شدت . شانه های من از گریه بر گور او خواهند لرزید و من فکر خواهم کرد که دنیا به آخرین نقطه اش رسیده است. نرسیده است اما. هیچ مرگی دنیا را به آخرین نقطه اش نخواهد رساند. ما را اما شاید برساند.
" من گنجشک نیستم / مصطفی مستور "
به لب هایم مزن قفل خموشی
تو را
آسمان به زمین بخشیده
که رنگهات را
توی گوش گلها بگویی
از این گل به آن گل
خورشیدکم!
از بهار تا پاییز
و من چنان خوشبختم
که با خیل عابران بینگاه نمیگذرم
اینجا به تماشای تو
بر زمین میمانم.
" عباس معروفی "