کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

نسیان


فراموش خانه ای بیش نیست جهان .


از آستانه که می گذری

بسته می شود پشت سرت

دری که به خوش آمد

چارتاقِ لب خند بود.



" رضا کاظمی "



هرگز


معلمی که صورتم را به اولین سیلی سرخ کرد بخشیده‌ام

کسانی که کشورم را از زیر پاهام کشیدند بخشیده‌ام

بازجوهام را بخشیده‌ام

تلخی روزگار و همه‌ی دنیا را بخشیده‌ام

ولی تو را به هیچ‌کس و هیچ‌جا و هیچ‌چیز نمی‌بخشم.



" عباس معروفی "



ادبیات عامه : مها ، شها


در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد

گفتم صنما ، قبله نما ، بلکه تو باشی

شها بلکه تو باشی

مها بلکه تو باشی

رنجیدن شاهان ز گدا رسم قدیم است

شاهی که نرنجد ز گدا بلکه تو باشی

شها بلکه تو باشی

مها بلکه تو باشی

 


ترانه های خوانندگان و نوازندگان

" اشعار عامیانه ی ایران (در عصر قاجار) / والنتین ژوکوفسکی "

 


به نظر می آید که از ساخته های میرزا علی اکبر شیدا معاصر ناصر الدین شاه باشد. یکی از خوانندگان زن قبل از انقلاب این تصنیف را خوانده است. در خصوص میرزا علی اکبر شیدا که مفتون و مجنون زنی به نام مرضیه بود ، به کتاب تاریخ موسیقی ایران جلد یک از روح الله خالقی مراجعه کنید.



سگال : صوفی


شیخ ما را پرسیدند که : صوفیی چیست ؟

گفت : آنچ در سر داری بنهی و آنچ در کف داری بدهی و از آنچ بر تو آید نجهی .


***


شیخ ما گفت : تصوف دو چیز است : یکسو نگرستن و یکسان زیستن .

 


آنسوی حرف و صوت – گزیده ی اسرار التوحید -

انتخاب و توضیح : محمد رضا شفیعی کدکنی

 

منبع اصلی  : اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید / محمد بن منوّر بن ابی سعد بن ابی طاهر بن ابی سعید میهنی



حکم : گنده تر میشی گه تر میشی ( گَپ تَر اِوا گی تَر اِوا )


لری به شهر می رود و انجیر سیاه می بیند ، مقداری می خرد و می خورد و خوشش می آید. بعد گذارش به همان شهر می افتد ، باز مقداری آلوی سیاه می خرد و میخورد ، می بیند ترش مزه است. سال سوم بادنجان می بیند و باز تصور می کند همان میوه است ، مقداری می خرد و می خورد ، این بار می بیند پاک بد مزه شده است. بی اختیار می گوید : " گَپ تر اِوا گی تر اِوا " .



روایت گنداب دورود

سال یکهزار و سیصد و چهل و نه خورشیدی

 

یادداشت : در شیراز گویند : هرچه گُت تر میشی گه تر میشی ؟

یعنی هر چه بزرگ تر میشی گه تر می شوی و بدتر می شوی ؟ ... اما قصه اش همین است.

 

سید حسین طباطبایی – بیست و یک ساله ، کشاورز ، خم پیچ گلپایگان

ژاله نمکی – بیست ساله ، خانه دار ، ده نمک اراک

...

 


" تمثیل و مثل / سید ابوالقاسم انجوی شیرازی "

پژوهش : احمد وکیلیان

 


از این تمثیل در طبقه بندی قصه های ایرانی با عنوان " خوراکی های ناشناخته " به روایت انجوی و لوریمر اشاره شده است. روایت هایی از این تمثیل در این سرزمین ها یافت شده است : لاتوین ، دانمارک ، فرانسه ، ایتالیا ، مجارستان ، چین و ... .