| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
اول چشمها را دیدم
بعد گوشوارهها در خاطرم آویخت
دلم در خاطرت
آهوترین هراسِ نگاه!
من هیچ وقت عاشق هیچ گوشوارهای
نشدم
دنیا پر از گوشواره است
لیک سربند همان نگاه
دلم مثل برهای دنبال سبزی
گوشوارهای تو
راه افتاد
و در آبی دریاش غرق شد
ولی
اول چشمها را دیدم
گفته بودم؟
" عباس معروفی "
پانزدهم رجب ثمان و ثلثین و اربعمایه از آن جا به کویمات شدیم. و از آن جا به شهر حما شدیم. شهری خوش آبادان بر لب آب عاصی و این آب را از آن سبب عاصی گویند که به جانب روم میرود. یعنی چون از بلاد اسلام به بلاد کفر میرود عاصی است و بر آب دولاب های بسیار ساخته اند. پس از آن جا راه دو میشود یکی به جانب ساحل و آن غربی شام است و یکی جنوبی به دمشق میرود. ما به را ه ساحل رفتیم.
در کوه چشمه ای دیدم که گفتند هر سال چون نیمه شعبان بگذرد آب جاری شود از آن جا و سه روز روان باشد و بعد از سه روز یک قطره نیاید تا سال دیگر. مردم بسیار آن جا به زیارت روند و تقرب جویند و به خداوند سبحانه و تعالی و عمارت و حوضها ساختهاند آن جا چون از آن جا گذشتیم به صحرایی رسیدیم که همه نرگس بود شکفته چنان که تمامت آن صحرا سپید مینمود از بسیاری نرگس ها.
دولاب : چرخی که با آن جهت آبیاری کردن زراعت از چاه آب کشند .
" ناصرخسرو قبادیانی "
دشمن چو از همه حیلتی فروماند ، سلسله ی دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارهایی کند که هیچ دشمن نتواند.
منبع اصلی : گلستان / مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی مخلص به سعدی
به شرط عقل
فاصله می گیریم
پیش از آن که فاصله ای اندازند
چرا که انسان
درخت نیست تا حد فاصلش را با کناری حفظ کند
به دوستی خنجر می سازد
و از درون ، خود را
و از بیرون کناری را
زخم می اندازد ...
" سیدمحمد مرکبیان "
گفتی :
- من میروم
ماه می ماند
و زمین
و تو .
حالا
بی گفت و گو پیداست
که تو مانده ای
ماه رفته است
و زمین
و من !
" رضا کاظمی "