کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

شوریده


ای یار جفاکرده پیوند بریده

این بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند

افسانه مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام

از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم

چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحب نظران صید نکردی

الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس

غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز

ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده سعدی

گر دیده به کس بازکند روی تو دیده



پ.ن : روز بزرگداشت شیخ اجل 



حقیقت محض


هرجا سخن از فضایل بزرگ است یک جای کار می لنگد. بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند !!



" برتولت برشت "



دیگران جهنمی


{ ناگهان بر میگردد } ها ! شما فقط دو نفرید ؟ خیال می کردم خیلی بیشتر از این هستید . { می خندد } پس جهنم این است. هرگز فکرش را نمی کردم ... شما گوگرد ، توده ی آتش ، سیخ را به یاد انسان می آورید ... آه ! عجب شوخی ای ! نیازی به سیخ نیست : 


جهنم ، همان دیگران است.

 


" خلوتکده / ژان پل سارتر"


 

پ.ن : این نمایشنامه به نام " در بسته " نیز ترجمه شده است.



رسمیت


طالبان همه برادرند با نام های مختلف و تناسخ های نو به نو.

از من می خواهند چون به خیابان می روم خیمه بر تن کنم

در حالی که آنان با فخر بر اندام هایم راه می روند.

این برادران انقلابی از من می خواهند که شعار های آنان را فریاد کنم

و به اجتماعات آنان بروم

تا برای آنان در آشپزخانه ی مدرن انقلابی ، قهوه دم کنم.

مردان حزبی می خواهند

که نامه های آنان را در دفاع از آزادی های آنان امضا کنم

در حالی که آنان با جزم ، آزادی مرا

به عنوان یک زن و یک هموطن زیر پا می گذارند !

شاعران از من می خواهند که کودکان آنان را به دنیا بیاورم

اشعارشان را بخوانم

با اوهام و الفباهای منقرض.

زین سبب است که جغد ازین دوزخ

و از طبقات و لهجه های فراوانش

به نسیان پاریس می گریزد

و آزادی و عشقش.

با این شعار که :

در طلب آزادی باشید حتی در تبعید.



" رقص با جغد / غادة السّمّان " 



پ.ن : برای آزادی زنان سرزمینم از شیطان مجسم بودن ، همیشه گناهکار بودن ، همیشه فتنه گر بودن ، همیشه سایه بودن ، همیشه نبودن ... ( یادآوری مجدد ) 



برای ستایش


دنیا جای امن و قشنگی
برای عاشق شدن نیست
کوچولو!
یادت باشد
این بار که برمی‌گردی
درخت شوی
یک بلوط تنها.



" عباس معروفی "