| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
خواب دیدم تو به خاطره های من با خودت حسادت می کردی !
می گفتی کدامشان را بیشتر دوست داری
و من مات نگاهت می کردم ...
می گفتی : دیگر جایی نرویم ، کاری نکنیم ، تو آنقدر به آنها فکر می کنی که من را فراموش می کنی ...
و من مات نگاهت می کردم.
می گفتی : دیگر تعریف نکن که کجاها خیلی خوش گذشت ، کجا ، خیلی خوب بود ...
خیلی چیزها می گفتی.
و من همان وقت داشتم در سرم خاطره جدیدم با تو را می ساختم !
اینکه :
تو چقدر ماه بودی وقتی به خاطره هامون حسادت می کردی .
" صابر ابر "
شانه ات مجابم می کند
در بستری که عشق
تشنگی ست
زلال شانه هایت
همچنان عطش می دهد
در بستری که عشق
مجابش کرده است.
" احمد شاملو "
* عنوان شعر متعلق به شاعر است.
من آن مولای رومی ام که از نطقم شکر ریزد
ولیکن در سـخـن گـفـتـن غلام شـیـخ عـطـارم
" مولانا "
پ.ن : روز بزرگداشت عطار نیشابوری
می گفت بعد از بیست سال سیگار کشیدن ، حالا چند ساله که نمی کشه . اما ترک نکرده، فقط هر صبح که بیدار میشه ، میگه امروز نمی کشم و نمی کشه.
با خودم گفتم میشه بیست سال دیدش و گفت امروز نمی بینمش و ندیدش؟
" سید محمد مرکبیان "
داشتم از این شهر می رفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی ای که رفت و غرق شد
البته ...
این فقط می تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و ...
تو صدایم کردی
فقط می خوام بگویم
تو نجاتم دادی
تا اسیرم کنی ... .
" رسول یونان "