کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

شکوه رستن *


چگونه خاک نفس می کشد ؟ بیندیشیم

چه زمهریر غریبی !
شکست چهره مهر 
فسرد سینه خاک 
شکافت زهره سنگ !
پرندگان هوا دسته دسته جان دادند 
گل آوران چمن جاودانه پژمردند

در آسمان و زمین ، هول کرده بود کمین 
به تنگنای زمان ، مرگ کرده بود درنگ !

به سر رسیده جهان ؟
پاسخی نداشت سپهر
دوباره باغ بخندد ؟
کسی نداشت یقین 
چه زمهریر غریبی ....

چگونه خاک نفس می کشد ؟
بیاموزیم :

شکوه رستن اینک :
طلوع فروردین !
گداخت آنهمه برف 
دمید اینهمه گل 
شکفت اینهمه رنگ ،

زمین به ما آموخت 
ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم 
مگر کم از خاکیم 
نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم ؟


" فریدون مشیری "


* عنوان شعر متعلق به شاعر است. 



آخر زمستان


روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد ، روشنی دارد ، تاریکی دارد ، کم دارد ، بیش دارد.

دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ، تمام می شود ، بهار می آید.

 


" جای خالی سلوچ / محمود دولت آبادی " 



عطر روح افزا


چه خبر است این همه داروغه ، این همه مست ؟

نکند دوباره به اشتباه

عطر بوسه های تو را به شهر پاشیده باشد

باد بی حواس !

 


" رضا کاظمی "



کوک


سازت را

با بهار کوک کن

مرا 

با چشم هات !



" رضا کاظمی "



ناتوان *


جوانی چنین گفت روزی به پیری

که چون است با پیریت زندگی

بگفت اندرین نامه حرفی است مبهم

که معنیش جز وقت پیری ندانی

تو، به کز توانائی خویش گوئی

چه میپرسی از دورهٔ ناتوانی

جوانی نکودار، کاین مرغ زیبا

نماند در این خانهٔ استخوانی

متاعی که من رایگان دادم از کف

تو گر میتوانی، مده رایگانی

هر آن سرگرانی که من کردم اول

جهان کرد از آن بیشتر، سرگرانی

چو سرمایه‌ام سوخت، از کار ماندم

که بازی است، بی‌مایه بازارگانی

از آن برد گنج مرا، دزد گیتی

که در خواب بودم گه پاسبانی



" پروین اعتصامی "


پ.ن : بیست و پنج اسفند زاد روز پروین عزیز


* عنوان شعر متعلق به شاعر است