کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها
کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

کتاب دریچه ای ست به جهان ناشناخته ها

سگال : جوانمرد


پرسیدند که جوانمرد بچه داند که جوانمرد است. گفت : بدانکه اگر خداوند هزار کرامت با برادر او کند و با او یکی کرده بود آن یکی نیز ببرد و بر سر آن نهد تا آن نیز برادر او بود.



ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی



منبع اصلی : تذکرة الاولیاءفریدالدّین ابوحامد محمّد عطّار نیشابوری



فقط بخند


گل من!
دلم می‌خواهد
همه‌ی دنیا را
کوچولو کنم
بگذارم توی دست‌هات
تو فقط برای من
لبخند بزن.



" عباس معروفی " 



باز کن پنجره را


پنجره را باز کن

همه چیز را به باد گفته ام ...



" کامران رسول زاده "



چشم بی نور


نزدیک سحر خواب دید که در یکی از شبستان های کتابخانه ی کلمانتین ، پنهان شده است. کتابداری با عینک دودی ، از او پرسید : " دنبال چه می گردی ؟ "

هلادیک پاسخ داد : " دنبال خدا می گردم . "

کتابدار گفت : " خدا در یکی از حروف یکی از صفحات یکی از چهارصد هزار جلد کتاب کتابخانه ی کلمانتین است. پدر و مادرم و پدر و مادرِ پدر و مادرم آن حرف را جست و جو کردند؛ خود من در جستجوی آن نابینا شدم . "

کتابدار عینکش را برداشت و هلادیک چشم های او را دید که خشک و بی نور بود.

 


" سه روایت از یهودا / خورخه لوئیس بورخس "



واقعی


چقدر دوست داشتنی اند آدم هایی که شبیه حرف هایشان هستند .



" میلان کوندرا "