-
به همین سادگی !
پنجشنبه 1 مرداد 1394 22:00
دیوار ها خسته اند نه اینکه سست باشند نه خسته اند با فوت و صدا و حرف فرو میریزند ؛ " کاش از خودت خبر می دادی " که زیر آوار نمانم به همین سادگی یک نفر با چمدان رفت و صدای پای رفتنش نیامد. " عباس معروفی "
-
خیلی پیش تر از نقطه آغاز
چهارشنبه 31 تیر 1394 12:59
تا پیش از کشف عدد صفر ، بشر گمان می کرد که عدد یک ابتدای هر چیز است. قرن ها طول کشید تا بفهمد که صفر هم ابتدای چیزی نیست و همیشه همه چیز خیلی پیش تر از آن شروع می شود که نقطه ی آغاز است. " وردی که بره ها می خوانند / رضا قاسمی "
-
کتاب ها را باید بست ، چیز دیگر باید دید ...
دوشنبه 29 تیر 1394 08:31
گاهی باید کتاب را بستُ کنار گذاشت و از پنجره بزرگ اتوبوس به خورشید پشت ابر نگاه کرد !
-
بدون عینک
پنجشنبه 25 تیر 1394 19:40
به من که رسیدی عینکت را بردار می خوام چشم هات ببوسم. " عباس معروفی "
-
همین یک قدم
چهارشنبه 24 تیر 1394 14:48
این همه راه که آمدم کمتر بود از این یک قدم که به تو مانده است ... من مسافت را با تپش قلبم محاسبه می کنم. " علیرضا روشن "
-
عشق لرزه
چهارشنبه 24 تیر 1394 14:45
دیان : حالا آدم بد کیه ؟ آدم خوب کدومه ؟ آدم بد و خوب وجود نداره فقط اعمال بد و خوب وجود داره و در بینشون مخلوقاتی که این وسط وول می خورن . ریشارد : ( سعی میکند که آرامش کند ) بس کن دیان ... " عشق لرزه / اریک امانوئل اشمیت "
-
تکراری ترین حضور
دوشنبه 22 تیر 1394 10:10
این که باید فراموش ت می کردم را هم فراموش کرده ام ! تو تکراری ترین حضور روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام . " محمد مرکبیان "
-
معرفی کتاب : دختر پرتقالی
جمعه 19 تیر 1394 22:40
نام : دختر پرتقالی نویسنده : یوستاین گاردر مترجم : مهوش خرمی پور انتشارات : کتابسرای تندیس موضوع : داستان نروژی نویسنده سعی کرده در این کتاب – داستان – نگاه خواننده را به جهان و هستی معطوف کند تا او برای یک بار هم شده سوال "چیستی" را از خود بپرسد و برای این کار قالب عاشقانه را انتخاب نموده است که پایان ماجرا...
-
زلال
پنجشنبه 18 تیر 1394 12:47
دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب فرقی نمی کند زلال که باشی آسمان در توست. " گروس عبدالملکیان "
-
کویر
پنجشنبه 18 تیر 1394 12:27
کویر میشود لبانم بی نام تو " حمید مهدوی ( راهی ) "
-
بگذارید کتاب ها ما را بخوانند *
سهشنبه 16 تیر 1394 22:21
با سلام دوستان من تصمیم گرفتم که کتابای کتابخونه م رو به کسانی که علاقه مند هستن قرض بدم. چیزی شبیه کتابخونه عمومی که تنها و تنها جنبه فرهنگی داره. اکثر کتاب ها عمومی ؛ رمان ، نمایشنامه ، سینما ، شعر ، تاریخ کهن ... ملل مختلف است. هدف : شریک شدن لحظات و احساسات خوب کتابی با کسانی که علامند به این پدیده ( کتاب...
-
سوگند به قلم و آنچه می نویسند
دوشنبه 15 تیر 1394 08:23
دیروز وقتی داشتم کتاب " دختر پرتقالی " رو می خوندم – نمی دونم چرا – یاد خاطره ای از سنین دوازده / سیزده سالگی م افتادم ؛ اینکه داستان هفت صفحه ای عاشقانه ای به سبک بزرگترها نوشتم !! یا تک نوشته های پراکنده سنین چهارده / پونزده سالگی که هیچ وقتم ادامه پیدا نکرد !! نوشتن هیچ زمانی برای من جدی نبود اما چیزی...
-
تبادل کتاب
یکشنبه 14 تیر 1394 10:21
با سلام جدیدا مرکزی برای تبادل کتاب برای علاقه مندان به وجودآمده که به افراد این امکان را می دهد که کتاب های خودشان را با کتاب های دیگران تعویض کنند. در این مرکز بخش های مختلف با موضوعات پزشکی ، دانشگاهی ، حسابداری ، هنر ، رمان ، اقتصاد ، زبان های خارجی ، ادبیات ، علوم اسلامی ، علوم انسانی ، تاریخ و ... پیش بینی شده...
-
سر به هوا
پنجشنبه 11 تیر 1394 21:46
آغوش تو هر بار کشف یک زندگی شگفت در سیاره ای دیگر است عشق من ! می بینی درخت ها همه سر به هوای ستاره ها بال گشوده اند ؟ " عباس معروفی "
-
فراموشی
یکشنبه 7 تیر 1394 12:11
گفته بودم ؛ فراموشی زمان می خواهد ... اشتباه بود فراموشی زمان نمی خواهد فراموشی دل می خواست که آن هم پیش تو ماند. " اُزدمیر آصف "
-
اتفاق خُرد
یکشنبه 7 تیر 1394 12:09
وقتی می خندی عشق ، کوچک ترین اتفاقی ست که می افتد ... " مریم ملک دار "
-
شهرزاد
جمعه 5 تیر 1394 21:30
خواب تو را برده است معمایی! در انتظار کدام فرشتهی آسمانی من پیر شوم؟ کی برای من قصه بگوید؟ به کی شکایت کنم؟ شهرزاد من! خواب تو را برده است به چشمهای بیتاب من سپرده است اگر توی دلم فقط توی دلم بگویم دووووستت دارم بیدار میشوی؟ اگر آرام و بی صدا به تنت نگاه کنم چی؟ " عباس معروفی "
-
بگو ، خداحافظ
چهارشنبه 3 تیر 1394 11:58
اگر مثل آدم خداحافظی کنی غصه می خوری اما خیالت راحت است اما جدایی بدون خداحافظی بد است خیلی بد یک دیدار نا تمام است ذهن ناچار می شود هی به عقب برگردد و درست یک ذره مانده به آخر ، متوقف بشود انگار بروی سینما و آخر فیلم را ندیده باشی . " فریبا وفی " پ.ن : این حس می تونه درباره یه دوست قدیمی هم درست باشه که...
-
بی ستاره
سهشنبه 2 تیر 1394 12:15
پر کن پیاله را کاین آب آتشین دیریست ره به حال خرابم نمی برد این جام ها که در پی هم می شود تهی دریای آتشی است که ریزم به کام خویش گرداب می رباید و آبم نمی برد ! من با سمند سرکش و جادویی شراب تا بیکران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم تا مرز نا شناخته مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پا تاشهر...
-
سیم آخر
دوشنبه 1 تیر 1394 11:13
دلم ، می دانی سیم آخر چیست ؟ همه خیال می کنند که سیم آخر ساز است. حتی یک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سیم آخر تارش و گفت : این هم سیم آخر ! اما سیم آخر یعنی وقتی می رفتند قمار سکه زر شان را که می باختند جیبشان را میگشتند ، آخرین سکه سیم را هم به قمار می زدند. میزدند به سیم آخر به امید بردن همه هستی یا به باد دادن...
-
نابودی فرهنگ
دوشنبه 1 تیر 1394 11:08
برای نابود کردن یک فرهنگ ، نیازی نیست کتاب ها را سوزاند . کافی ست کاری کنید که مردم آن ها را نخوانند. " ویکتور هوگو "
-
معرفی کتاب : سرگذشت یک غریق
شنبه 30 خرداد 1394 19:37
نام : سرگذشت یک غریق نویسنده : گابریل گارسیا مارکز مترجم : رضا قیصریه انتشارات : نیلوفر موضوع : داستان این کتاب بر پایه زندگی واقعی غریقی ست که داستان سرگردانی ده روز خود را برای نویسنده – مارکز – نقل می کند که کاملا حالت واقعگرایانه دارد و با نثر شناخته شده مارکز – رئالیسم جادویی – متفاوت است. حکایتی از سرگذشت انسانی...
-
خار
شنبه 30 خرداد 1394 11:52
خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی نزدیک آمد، گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به او گفت سلام... گل اگر خار نداشت دل اگر بی غم بود اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ...
-
هدیه موسی
دوشنبه 25 خرداد 1394 12:49
دیر آمدی موسی ! دوره اعجاز ها گذشته است عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن که کمی بخندیم. " شمس لنگرودی "
-
اوج تراژدی
یکشنبه 24 خرداد 1394 09:09
... نگاه کن ، یاگو ؛ عشق سودایی خود را بدین سان به باد می دهم : پرواز کرد و رفت ! ای انتقام سیاه ، از قعر دوزخ برآ ! ای عشق ، تاج و تخت خود را در قلب من به کینه باز گذار تا به قهر در آن فرمان براند ! ای سینه ، زبان افعی که در تو انباشته است آماس کن ! ... " اُتللو / ویلیام شکسپیر " پ.ن یک: به نظرم اوج این...
-
آرشیو کتاب های پی دی اف
شنبه 23 خرداد 1394 11:36
با سلام دوستان من آرشیوی از کتاب های پی دی اف نویسنده های ایرانی و خارجی در زمینه های رمان ، نقد ، نمایشنامه ، بعضا شعر و ... ( اکثرا کتاب های عمومی ) دارم بنابراین کسانی که علاقه به خواندن کتاب پی دی اف دارن و حوصله گشتن توی اینترنت رو ندارن می تونن به وبلاگ یا ایمیل زیر پیغام بدن و کتاب درخواستی شون رو برام بفرستن...
-
شطرنج باز
پنجشنبه 21 خرداد 1394 21:19
... پنداری شطرنج اندیشه ای است که ما را به جایی نمی رساند. نوعی ریاضیات است که معادله ای را به اثبات نمی رساند. هنری است که اثری به وجود نمی آورد. نوعی معماری و ساخت و ساز است که مواد و مصالحی ندارد ، اما از هر کتاب و هر بنایی پایدارتر است. این بازی به همه اقوام و ملل و به هر قرن و دورانی تعلق دارد. کسی نمی داند کدام...
-
شهر
پنجشنبه 21 خرداد 1394 10:34
... چه پر رمز و راز است این شهر ، شهری که آسفالتهایش سیراب شده از خون است و برای داشتن ذره ای احساس امنیت و آزادی باید جان بدهی. این روزها انسان کمتر است و به آدم ها نمی شود اطمینان کرد. آدم حیوان ناطق فاسدی ست که در پیله ی خود می پوسد. ا ین روزها به موش های جوی ها ، به گربه های آواره در کوچه ها بیشتر باید اطمینان...
-
سوز چشم
سهشنبه 19 خرداد 1394 09:05
جانم را بسوزان دود خواهم شد به چشمت ... " حمید مهدوی (راهی ) "
-
نام های انتخابی
یکشنبه 17 خرداد 1394 11:48
چند روز پیش به دوستی برخوردم که صنایع دست ساز خودش رو می فروخت. اسم هنریش پرسیدم .گفت " مریت " . وقتی معنیش پرسیدم گفت که اسم شخصیت مریت کتاب " سینوهه " ست که خیلی تحت تاثیرش بوده! به نظرم ایده خیلی جالبیه که آدم از اسم ها و شخصیت های کتابا توی زندگی هنری ، حرفه ای و ... استفاده کنه !مثلا اسم یه...