-
عدالت *
جمعه 15 خرداد 1394 12:56
گفت روزی به من خدای بزرگ نشدی از جهان من خشنود ! این همه لطف و نعمتی که مراست چهره ت را به خنده ای نگشود ! این هوا ، این شکوفه ، این خورشید عشق ، این گوهر جهان وجود این بشر ، این ستاره ، این آهو این شب و ماه و آسمان کبود ! این همه دیدی و نیاوردی همچو شیطان ، سری به سجده فرود ! در همه عمر جز ملامت من گوش من از تو صحبتی...
-
معرفی کتاب : سیاوش
جمعه 15 خرداد 1394 12:29
نام : سیاوش نویسنده : محمد قاسم زاده انتشارات : قطره موضوع : داستان فارسی این کتاب برگرفته از داستان " سیاوش " شاهنامه فردوسی است که نویسنده با دید نو و خلاقانه و کمی خام – که در کتاب " سهراب " از همین نویسنده این دید نوشتاری پخته تر شده است – به آن پرداخته است. هر بخش از داستان به فراخور فضای...
-
جغرافیای لبخندت
پنجشنبه 14 خرداد 1394 10:21
تو آغاز آخرین هزارهی زمین و پایان همهی جنگهای جهانی بانوی مهر ! لبخندت تابش خورشید بر سردترین صبح زمستان است تاریخ من از جغرافیای تو آب میخورد. " عباس معروفی "
-
سولماز ... آه سولماز ...
جمعه 8 خرداد 1394 20:18
پدرم می گوید از سولماز بگذر که رنج می آورد مادرم گریه می کند از سولماز بگذر که مرگ می آورد خواهرهایم به من نگاه می کنند... باخشم که ذلیل دختری شده ام آه سولماز... این ها چه می دانند که عاشق سولماز بودن چه درد شیرینی است... به کوه می گویم سولماز را می خواهم جواب می دهد من هم... به دریا می گویم سولماز را می خواهم جواب...
-
خواب مرا ببسته ای
پنجشنبه 7 خرداد 1394 09:40
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود جاه و جلال من تویی ملکت و...
-
بوی شهر
پنجشنبه 7 خرداد 1394 09:38
پیراهنت را آویختم. تمام شهر عطر ترا گرفت ... " حمید مهدوی ( راهی ) "
-
معرفی کتاب : پرده
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 20:59
نام : پرده نویسنده : میلان کوندرا مترجمان : کتایون شهپر راد و آذین حسین زاده انتشارات : قطره موضوع : ادبیات – تاریخ و نقد در این کتاب کوندرا به بررسی جنبه های مختلف رمان - اینکه چه چیزی هایی بر آن اثر داشته و آن را به شکل امروزی ش در آورده – پرداخته است. به نظرم نویسنده به نکات خیلی ریز و ظریفی اشاره کرده که کمتر به...
-
صحرای علل
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 16:06
آن را که به صحرای علل تاخته اند بی او همه کارها بپرداخته اند امروز بهانه ای در انداخته اند فردا همه آن بود که در ساخته اند " خیام " پ.ن : امروز روز بزرگداشت حکیم عمر خیام است.
-
خیابان های منتظر
شنبه 26 اردیبهشت 1394 19:45
باران آمد و خیابان ها در انتظار صدای قدم های تو دیوانه شدند ... " حمید مهدوی ( راهی ) "
-
آغاز کتاب *
جمعه 25 اردیبهشت 1394 21:25
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر ز نام و نشان و گمان برترست نگارندهٔ بر شده پیکرست به بینندگان آفریننده را نبینی مرنجان دو بیننده را نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه سخن هر چه زین...
-
ماهی قرمز
سهشنبه 22 اردیبهشت 1394 11:18
من درون تو پیدا شدم شبیه کودکی در جان مادر من تصویرم را در چشمهای تو یافتم وقتی که آبستن اشک بود و من ماهی قرمز تنگ نگاه تو ام " حمید مهدوی ( راهی ) "
-
وفات سپانلو
سهشنبه 22 اردیبهشت 1394 09:48
محمد علی سپانلو شاعر و مترجم تولد : نوزده آبان هزار و سیصد و نوزده وفات : بیست و یک اردیبهشت هزار و سیصد و نود و چهار خدایش بیامرزد
-
بگذاشتی ام ، غم تو نگذاشت مرا ...
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 19:56
و... این منم خوشبختترین دلتنگ دنیا. " عباس معروفی "
-
عاشقت شدم
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 10:28
تو خواب بودی و من عاشقت شدم شبیه ابری که آمد و من عاشقت شدم هوا ابری بود و آسمان میل باریدن نداشت من باریدم به جای ابر و عاشقت شدم عشق یک اتفاق ناگهانی نیست سالها گذشت تا که من عاشقت شدم شبیه یک کوچه بن بست به انتهای دوستت دارم ها رسیدم من عاشقت شدم عاشق ، حرف نمی زند ، شعر می گوید شبیه هذیان های شبانه ی من و هر روز...
-
از پی ...
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 09:24
... چشم باز کردم از تو بنویسم لای در باز و باد می آمد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد با زبان ، با نگاه ، با رفتن زخم جز زخم های کاری نیست پای اگر بود پای رفتن بود دست اگر هست دست یاری نیست از کمرگاه چله ها رفتند از پی تیرها نباید گشت چشم بردار علی رضا بس کن از کمان رفته بر نخواهد گشت ... "...
-
نمایشگاه کتاب امسال
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 20:16
خدا رو شکر ناشران نمایشگاه کتاب امسال نسبت به سه سال گذشته خیلی خوب بودن. انتشارات چشمه ، نگاه , قطره هم حضور داشتن و میشه به جرات گفت واقعا وزنه ای هستن برای خودشون ! عنوان های کتاب ها هم خیلی خوب بود و ازون بهتر قیمت ها. اکثر کتابایی که من دیدم نهایت چاپ زمستان نود و سه بود و ندرتا چاپ نود و چهار دیده می شد!! خرید...
-
بیاد آر
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 19:27
تمام آنچه باید انجام بدی اینه که به یاد بیاری! " والکری ها / پائولو کوئلیو "
-
یاد و کنار *
سهشنبه 15 اردیبهشت 1394 14:59
روز هایی که بی تو می گذرد گرچه با یاد توست ثانیه هاش آرزو باز می کشد فریاد : در کنار تو می گذشت ، ای کاش ! " فریدون مشیری " * عنوان شعر متعلق به شاعر است.
-
نمایشگاه کتاب
سهشنبه 15 اردیبهشت 1394 14:51
نمایشگاه کتاب تهران محل : مصلی تاریخ : شانزده الی بیست و شش اردیبهشت سال نود و چهار امیدوارم امسال ناشران و کتاب ها خوب باشه!
-
موی بلند
جمعه 11 اردیبهشت 1394 20:10
یک تار موی تو یعنی بیدار که میشوم تا آخرین پناه شب لبخندت مرا از هیچ به دستهای زندگی میرساند یعنی آن پرتره به قاب احتیاج دارد یک تار موی تو را با دنیا عوض نمیکنم معمایی ! برای همین گفتم موهات را کوتاه نکن " عباس معروفی "
-
به خدا که مرد می خواد
جمعه 11 اردیبهشت 1394 20:06
سخت است پدر باشی سخت است اولین کسی باشی که فرزندتت را برای خطرات و زشتی های دنیای واقعی آماده کنی سخت است تحمل بار قوی کردن فرزند بر دوش سخت است مورد خشم عزیزانت قرار گیری و هنوز هم به آنان عشق ورزی و منتظر باشی تا شاید روزی روحت را درک کنند. سخت است براستی که سخت است کوه عزیزانت باشی در آن زمان که خود خرد و شکسته ای...
-
معرفی کتاب : اساطیر مصر
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 10:18
نام کتاب : اساطیر مصر نویسنده : ژ. ویو مترجم : ابوالقاسم اسماعیل پور نشر : قطره موضوع : اسطوره ها و خدایان مصری این کتاب دیدی کلی به خدایان مصری دارد و برای کسانی که می خوان تازه مطالعاتی نسبت به تاریخ مصر داشته باشن مناسبه. تنها ایراد وارده ( محتوی مد نظر من نیست ) اینه که عکس های این مجموعه بسیار محدود و در پایان...
-
بی آنکه ...
جمعه 4 اردیبهشت 1394 19:28
فقط رنوار میتوانست نگاه را در چشمهای تو بر بوم نقاشی کند بی آن که تو را ببیند فقط رودن میتوانست اندام را بر تنت سنگ و صیقلی بتراشد بی آن که به دستهای خدا نگاه کند معمار هیجان ! فقط تو میتوانی خدای مهربان بیافرینی بی آن که برابر آینه ایستاده باشی. " عباس معروفی "
-
پند پیر
سهشنبه 1 اردیبهشت 1394 11:25
مریدی گفت پیر را چه کنم کز خلایق برنج اندرم از بس که به زیارت من همیآیند و اوقات مرا از تردّد ایشان تشویش میباشد . گفت هر چه درویشانند مر ایشان را وامی بده و آنچه توانگرانند از ایشان چیزی بخواه که دیگر یکی گرد تو نگردند. گر گدا پیشرو لشکر اسلام بود کافر از بیم توقع برود تا در چین " گلستان – باب دوم ، دراخلاق...
-
عضویت کتابخانه
سهشنبه 1 اردیبهشت 1394 11:05
روبروی کتابخونه / روز / خارجی دیروز برای اولین بار توی ده سال گذشته عضو کتابخونه عمومی شدم اونم بخاطر فاصله زمانی که بین ساعت اتمام کارم و شروع کلاس زبانم بود و باید این دو ساعت رو یه طوری پر می کردم. پس به تنها کتابخونه عمومی نزدیک رفتم و عضو شدم تا بتونم هم از کتابهاش استفاده کنم و هم از سالن مطالعه ش. داخل کتابخونه...
-
باغ گیلاس *
دوشنبه 31 فروردین 1394 14:35
در انتظار دیدارت کلاف ها را در هم می بافم آنقدر این اشک ها و انتظار را در هم می پیچم تا آن باغ گیلاس شکوفه دهد. سینه ریزم شکوفه های گیلاس و رنگ لبانم سرخی گیلاس. اما در آنجا تک درخت سیبی خواهم کاشت که همیشه سبز خواهد ماند و این بار به حکم عشق درخت ممنوعه نیست و نباید از آن دور گشت. شاید من و تو آدم و حوایی دیگر شویم...
-
زخم
پنجشنبه 27 فروردین 1394 19:43
همهی کتابهای من زخمیاند زخمی دستهای تو واژههای من نقطههای تو زخمی صدای پای شبانهام کنار فرشتهای که آرام نفس میکشد مبادا صدای پای رفتنم از آمدن بیدار شود. " عباس معروفی "
-
ورشکستگی بنیادین بشریت
پنجشنبه 27 فروردین 1394 10:53
ما هرگز نمی توانیم با قاطعیت بگوییم که روابط ما با دیگر انسان ها تا چه حدی از احساسات ما ، از عشق ما ، از فقدان عشق ما ، از لطف و مهربانی ما، و یا از کینه و نفرت ما سرچشمه می گیرد و تا چه حد از قدرت و ضعف در میان افراد تاثیر می پذیرد. نیکی حقیقی انسان – در کمال خلوص و صفا و بی هیچگونه قید و تکلف – فقط در مورد موجوداتی...
-
حکایت سیمرغ *
سهشنبه 25 فروردین 1394 12:59
ابتدای کار سیمرغ ای عجب جلوهگر بگذشت بر چین نیم شب در میان چین فتاد از وی پری لاجرم پر شورشد هر کشوری هر کسی نقشی از آن پر برگرفت هرک دید آن نقش کاری درگرفت آن پر اکنون در نگارستان چینست اطلبو العلم و لو بالصین ازینست گر نگشتی نقش پر او عیان این همه غوغا نبودی در جهان این همه آثار صنع از فر اوست جمله انمودار نقش پر...
-
خلاصه هرکس
دوشنبه 24 فروردین 1394 09:51
از هرکس ، همیشه چیزی هست که ، مثل خاکستر جسد سوزانده شده ، همه ی هستی او را در خود خلاصه میکند. یک نگاه ، یک حرکت ، یا یک حرف به خصوص. " چاه بابل / رضا قاسمی "