| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
تمام این مدت می توانستم
عاشق هر رهگذری که می آید
بشوم
و هیچ خیالی هم از تو
در سرم نپرورانم
من می توانستم
دوست داشتن را
نک زبانم بنشانم
و با هر لبخندی
دهان باز کنم و بگویم :
راستی ! من دوستت دارم
من می توانستم دلم را
تکه تکه کنم و هر تکه اش را
جایی جای بگذارم !
می بینی ؟ من می توانستم
نغمه ی عاشقم عاشقم را
دور تا دورِ این دنیا
رقصان زمزمه کنم
اما تو لعنت به این تو !
که هرکه هم که آمد
به حرمتِ جایِ پایِ تو
بر روی چشمان منتظر من
سر خم کرد و به ادای احترام
نماند ! نه که نخواهد بماند نه !
تو نگذاشتی
بس که از این زبان وامانده
در نمی آمد چند کلام دلبرانه !
تمام این سال ها می توانستم
نمانم اما ماندم نه تنها پای تو
من ماندم تا اگر هم نیامدی
دنیا ببیند این حوالی می شود
هر روز و هرثانیه دل را حراج هر
شیرین زبانی نکرد.
" عادل دانتیسم "
حسِ آدمهایی که به ما اعتماد میکنند
شبیه پرنده ای زیباست
که روزی تصمیم میگیرد ما را امتحان کند.
او قمار میکند و بر شانه مان مینشیند.
او به دستان ما پناه می آورد تا ببیند
آیا متعلق به ما هست یا نه!
در گیر و دارِ این امتحان کردن
ممکن است نابود شود،
چون زندگی اش در دستان ماست!
پرنده ای که ریسک میکند
و به ما اجازه میدهد
زندگی اش را در دست بگیریم ...
آدمها اعتماد میکنند
چون احتمالاً ما را دوست دارند.
اعتماد کردن کار سختی ست
و سخت تر از همه داشتنِ
جانِ پرنده ای در دست است.
مواظب پرنده هایی که ما را
انتخاب کرده اند باشیم، قمار کرده اند ...
" عادل دانتیسم "
* عنوان نوشته متعلق به نویسنده است.
پ.ن : واسه همین که گاهی آدم دوباره قمار نمی کنه .
در ماه زیبای مِی
وقتی که تمام شکوفه ها باز شده اند ،
عشقی در جان من شعله می کشد.
در ماه زیبای مِی
وقتی پرندگان آواز میخوانند
عشق و علاقه ام را به او ابراز می کنم.
" هاینریش هاینه "
ما را نگاه کن که به آزادی و سفره های خالی قانعیم ؛ اما آنها همین را هم قبول نمیکنند. شاید برای اینکه می دانند در آزادی هیچ سفره ای خالی نمی ماند .
" نادر ابراهیمی "
زاد روز نادرترین ابراهیمی دنیا