| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
"دوستت
دارم" را
در دستانم میچرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هروقت میخواهم
به دستت بدهم نیستی؟
چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفسهای تو بدوزم.
" عباس معروفی "
پ.ن : مرسی امین عزیز
این خواهر گرام هم شده مامور سر پل صراط !! جرات
نمی کنم با کتاب تازه خریده شده م برم خونه. طوری نگاه میکنه که آدم عذاب وجدان
میگیره ! عزیزم خب هرکسی به یه چیزی معتاده ! 
از سر عادت
نیست
که وقتی میروی
تا دم در همراهیات میکنم
و بعد تا آخرین چشمانداز
تا جایی که سر میچرخانی لبخند میزنی
مبهوت راه رفتنت میشوم باز
آخر
چیزی از دلم کنده میشود
که میخواهم با چشمهام نگهش دارم
لعنت به رفتنت
که قشنگ میروی
دنیا پشت سرت بیرنگ میشود.
" عباس معروفی "
یک - بیست چهار آبان روز کتاب ه. دوس دارم هر کسی از هر کتابی که دوس داره یه قطعه بفرسته تا اون به اسم خودتون توی وبلاگ بذارم.
دو - لطفا چند تا ترجمه خوب از کتابای زیر که تو بازار هست بهم معرفی کنید :
- کنت مونت کریستو
- بینوایان
- جنگ و صلح ، آناکارنینا تولستوی
- سه تنگدار
توی یک ساعت چقدر اتفاق ممکنه بی افته . چه چشمهایی به اشک می شینه و چه لبخندهایی بر لب. چه پیوندهایی بسته یا گسسته میشه. چه تنهایی هایی لبریز و چه عشقهایی به هدر میره. چه دفتر زندگی هایی بسته و چه اولین گریه های زندگی آغاز. چرا ادمیزاد اولین کاری که بعد تولد انجام میده گریه ست ؟! و اشک بعد ها چه نقش مهمی تو زندگی آدم بازی میکنه !
***
عشق چه زمانی اتفاق می افته ؟ شاید درست اون لحظه ای که با تمام وجود حس می کنی که دیگه تنها نیستی! زمانی که بی واسطه و بی درنگ لمس می کنی که کسی تو را ، روحت را ، قبلت را بدون دخالت کلمات درک میکنه ! زمانی که تو از داشتن و بودن با کسی شاد هستی و بی اعتنا میشی به تمام دنیا.
پ.ن : تحت تاثیر کتاب " تهران در بعد از ظهر / مصطفی مستور "