-
من کی ام؟
یکشنبه 18 آبان 1393 11:12
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا گر امید وصل تو در پی...
-
سایه م
سهشنبه 13 آبان 1393 18:02
از ظهر تا دم غروب طول کشید دشتی را شخم زدم تا دفنش کنم بد عادت شده بود جلوتر از من راه می رفت تا زودتر به تو برسد سایه ام را می گویم که خواب دیده بود تو به دیدارش آمده ای... " کیکاووس یاکیده "
-
کاروان بیخبر *
یکشنبه 11 آبان 1393 10:27
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است خسرو...
-
لذت بی پایان
چهارشنبه 7 آبان 1393 08:00
چقدر خوب و لذتبخش ه خوندن کتابی که اصلا توجه نمیکنی چند صفحه به اتمامش مونده !
-
ساخت و ساز
شنبه 3 آبان 1393 20:05
از جهان که عقب می مانم می نشینم و همان جا جهانی دیگر می سازم برای خودم " محمدرضا ضیغمی "
-
نور حیاط خلوت
جمعه 2 آبان 1393 20:43
فراموش کردن آن که دوستش داری مثل این است که شبی فراموش کنی چراغ حیاط خلوت را خاموش کنی تمام روز بعد چراغ روشن است و نور خورشید مانع از آن که بفهمی ... اما همین که شب فرا میرسد تاریکی تو را وا میدارد به یاد آوری ... " یهودا آمی چای "
-
داستان گیل گمش
جمعه 2 آبان 1393 20:41
خوندن داستان یا حماسه گیلگمش نه تنها از نظر تاریخی که حتی داستانی هم قابل توجه ست. اینکه بشر نخستین یا بدوی – بدوی از نظر ما – دارای چه قوه تخیل و قدرت داستان پردازی بوده برای هرکسی که به داستان علاقه داره ، می تونه جالب باشه. تاثیری که داستان های کهن بر ادبیات حال حاضر ما ، نویسندگانی مثل جیمز جویس ، گذاشته غیر قابل...
-
تقدیر
شنبه 26 مهر 1393 08:38
ﺗﻮ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻦ ﻧﺒﻮدی ﻋﺸﻖ من! ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻮدی ﺗﻨﻬﺎ اﻧﮕﻴﺰه ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ در اﻳﻦ واﻧﻔﺴﺎی ﺷﻠﻮغ در اﻳﻦ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻲ اﻋﺘﺒﺎر … "عباس معروفی" پ.ن : مرسی از امین عزیز
-
قاب قلبم
سهشنبه 22 مهر 1393 08:26
دلم را که مرور می کنم؛ تمام آن از آن ِ توست نقطه ای، از آن ِ خودم. بر آن نقطه هم میخ می کوبم و قابِ عکسِ تو را می آویزم... " ایمان سمرقندی " پ.ن : مرسی از امین عزیز
-
رباعی حافظ
یکشنبه 20 مهر 1393 10:11
جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت حقا که به چشم در نیامد ما را " حافظ " پ.ن : امروز بزرگداشت حافظ شیرازی عزیزه
-
راضی به رضایت
جمعه 18 مهر 1393 19:10
ﺩﻡ ﻣﯽ ﺟﻨﺒﺎﻧﺪ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ. ﺭﺍﺿﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﭼﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﻃﻮﺭ. ﺭﺍﺿﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯾﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. " شمس لنگرودی "
-
سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار
جمعه 18 مهر 1393 19:04
با حرفی که نویسنده در ابتدای کتاب " سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار " میزنه : " قبل از هر چیز باید بگم احتمالا از این داستان خوش تون نمی آد ..."خواننده نا خود آگاه در برابر داستان موضع منفی میگیره! ولی .... نوید و نگار هیچ حکایت خاصی ندارن و اتفاق خاصی در داستان نمی افته ولی بعد از اتمام کتاب...
-
آدمک چوبی
یکشنبه 13 مهر 1393 20:23
دلتنگی شوخی سرش نمیشود دلتنگی موریانه است و من هنوز آدم نشدهام من هنوز چوبیام ! " مهدیه لطیفی " پ.ن : مرسی ار امین عزیز
-
بی تو ، می شود ؟!!
جمعه 11 مهر 1393 20:08
میشود از دلتنگیت سر به خیابان گذاشت به چراغ پشت ماشینها نگاه کرد که هالهی نور میشود گُر میگیرد مثل شهاب میسوزد و دور میشود میشود نفس کشید سنگین ملتهب سرگردان که کجایی؟ چرا هرچه راه میروم پیدات نمیکنم؟ گنج من ! چرا این خیابان تمام نمیشود؟ این ستارهبازی این هالههای خیس ... " عباس معروفی "
-
صاحب نظران ایرانی
جمعه 11 مهر 1393 20:04
خفتگی، آسوده و آسان تر است از چالش های بیداری. " میم و آن دیگران / محمود دولت آبادی " پ.ن یک : این کتاب فرصت خوبی برام بود تا سرگذشت هایی رو از دریچه شخصی دیگه که ارتباطی – هرچند نه چندان عمیق و طولانی – با صاحب نظرانی داشته ، بخونم. نظر چندانی نمیشه درباره کتاب گفت اما راستش بعد از اتمام کتاب احساس عذاب...
-
سکوت نامنتظر
سهشنبه 8 مهر 1393 08:45
« تو را من دوست می دارم » « توهم آیا مرا ؟ » اما سؤالم چشم در راه جوابت ماند و تنها پاسخ محسوس تو آندم سکوتت بود ؛ سکوتی سخت وحشت زا، که من خود را در آن بازیچه دست تو می دیدم... ولی جرأت به خود دادم و یکبار دگر آرامتر اما - زمام سرنوشتم را به دست جمله ای دادم و با شرم از غرور خویشتن گفتم: « تو را من دوست می دارم، تو...
-
حال دل
سهشنبه 8 مهر 1393 08:43
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی سرمست بُدم که کردم این اوباشی با من به زبان حال می گفت سبوی من چون تو بدم تو نیز چون من باشی " خیام "
-
دستم را رها مکن
شنبه 5 مهر 1393 20:01
اگر دستهای تو نباشد زندگی من در یکی از این خیابانها بی دلیل گم میشود . "عباس معروفی "
-
از عشق من تا کین تو
چهارشنبه 2 مهر 1393 21:07
بیا وداع کنیم بیا وداع کنیم اگر بنا باشد کسی از ما بماند همان به که تو بمانی "کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من...! " کلیدر / محمود دولت آبادی "
-
همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها
چهارشنبه 2 مهر 1393 20:58
طبقه ششم ، اتاق های کوچک ، همسایگانی با زبان و ملیت های مختلف ، گذشته از دست رفته ، آینده فراموش شده ، تبعید ، فرصت های تباه شده ... همه و همه دست به دست هم می دهند تا انسانی تنها شود و در تنهایی ش ویران ! " همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها " داستان تنهایی آدم هاست و یا شاید آدم های تنها ! کسانی که دچار رخوت و...
-
لابد !
سهشنبه 1 مهر 1393 21:05
پرندگان از این شهر رفتهاند زمستان است لابد و هیچ برگی بر درخت نیست. " عباس معروفی "
-
فراموشی
سهشنبه 1 مهر 1393 21:03
می گویند فراموشی دفاع طبیعی بدن است در برابر رنج. می گویند دردی که نوزاد ، هنگام عبور از آن دریچه تنگ ، متحمل می شود چنان شدید است که کودک ترجیح می دهد رنج زاده شدن را برای همیشه از یاد ببرد. " همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها / رضا قاسمی "
-
مجله سینما و ادبیات (مهر و آبان )
دوشنبه 31 شهریور 1393 09:31
شماره جدید مجله سینما و ادبیات رسیده. این شماره مطالب جالبی درباره میلان کوندرا ، میزانسن و ... داره. باز هم قویا تاکید میکنم که اگر به ادبیات و مباحث نظری ش و در کنارش سینما ،علاقه دارید این مجله رو بخرید.
-
یاری جهان
جمعه 28 شهریور 1393 21:54
من از پروانهها از زمین از درخت از باران از کائنات از ستارهها از کلمات از نانوشتههای بین کلمات کمک میخواهم که تو را به من ببخشند دلهرهی نارنجی ! من از نشانهها دنبال نشانی تو میگردم نفسزنان در خودم میدوم میترسم خورشید روشنیاش را از من دریغ کند و من بی تو از سرما بلرزم. " عباس معروفی "
-
آزمون زندگی
جمعه 28 شهریور 1393 21:52
چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری " احمد شاملو " پ.ن : مرسی از امین عزیز
-
مشق تو
چهارشنبه 26 شهریور 1393 08:18
خیلی چیزها بلدم عشق من! حالا دیگر فقط میخواهم تو را یاد بگیرم نقطه به نقطه .. " عباس معروفی " پ.ن : مرسی از امین عزیز
-
سرگذشت جغد عربی از زبان خودش *
شنبه 22 شهریور 1393 08:45
بارها زاده شدم زاده شدم بر ستون سوزاندن ساحره ها زاده شدم در بیابان ، در دامن سراب زاده شدم در صدفی در بستر دریا زاده شدم بر شاخه درختی که افعی داشت و در زیرش تمساح و برکه بود زاده شدم در عروسی زاده شدم در گورستان ، در زیر یخ زاده شدم در آستانه محکمه ی تفتیش زاده شدم در قطار ها ، هواپیماها وسالن های ترانزیت فرودگاه ها...
-
جغد راز مروارید را کشف می کند *
جمعه 21 شهریور 1393 20:36
آیا صدف ها دفتر خاطرات غرقه شدگان نیستند و برای همین نیست که در برخی از آنان مروارید می روید ؟ " رقص با جغد / غادة السّمان " پ.ن : این کتاب فوق العاده ست
-
زوربای یونانی
جمعه 21 شهریور 1393 20:25
خوندن کتاب " زوربای یونانی " احساسات متفاوتی رو در من ایجاد کرد ( در حین خوندن کتاب ). باید اعتراف کنم " زوربا " اولین شخصیتی بود که من تکلیف احساسم نسبت بهش نمی دونستم. اوایلش از آزادی این شخصیت خوشم میومد اما رفته رفته احساس کردم این آزادی یا رهایی حالت افسارگسیختگی داره !!! بیشتر احساسات متضادم...
-
گل های معرفت
چهارشنبه 19 شهریور 1393 22:06
کوشیدم به پدر و مادرم حالی کنم زندگی هدیه ی عجیبی است.اول آدم بیش از اندازه قدر این هدیه را می داند. خیال می کند زندگی جاوید نصیبش شده. بعد این هدیه دلش را می زند. خیال میکند خراب است . کوتاه است. هزار عیب رویش می گذارد. به طوری که می شود گفت که حاضر است دورش اندازد.ولی عاقبت می فهمد که زندگی هدیه ای نبوده ، گنج بزرگی...