-
یک رویای شیرین
چهارشنبه 8 آبان 1392 14:01
بعد از مدتها دیشب فرصت کردم کتابی توی خونه دستم بگیرم و بخونم. خیلی وقت بود که فرصتی برای آسوده نشستن و کتاب خوندن رو توی خونه نداشتم. کتابای که تو خونه میخونم معمولا ازون دست هستن که باید ازشون یادداشت برداری کنم واسه همین زمان و انرژی خاص می خوان. اما دیشب با این که خیلی خسته بودم ، کریستف رو دستم گرفتم . یادم نمیاد...
-
نصیحت
چهارشنبه 8 آبان 1392 13:08
هیچکس آنقدر عاقل نیست که به نصیحت هیچکس احتیاج نداشته باشد. " نادر ابراهیمی " پ.ن: مرسی امین عزیز
-
تو میدمی و آفتاب می شود
چهارشنبه 8 آبان 1392 10:05
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایهء سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز...
-
ضرورت گفتن
سهشنبه 7 آبان 1392 14:21
وقتی کسی حرف نمی زند، دلیل این نیست که نمی تواند حرف بزند و نمی تواند خوب حرف بزند. ضرورتِ گفتن مهم است نه گفتن. " نادر ابراهیمی / آتش بدون دود "
-
عشق و زخم
سهشنبه 7 آبان 1392 12:21
اگر باید زخمی داشته باشم که نوازشم کنی بگو تا تمام دلم را شرحه شرحه کنم زخمها زیبایند و زیباتر آنکه تیغ را هم تو فرود آورده باشی تیغت سـِحر است و نوازشت معجزه و لبخندت تنظیفی از فوارهی نور و تیمار داریات کرشمهای میان زخم و مرهم عشق و زخم از یک تبارند اگر خویشاوندیم یا نه من سراپا همه زخمم تو سراپا همه انگشت نوازش...
-
مثل روز اول !
یکشنبه 5 آبان 1392 11:23
زخم ها خوب می شوند! اما خوب شدن با مثل روز اول شدن ، خیلی فرق دارد ! " پنه لوپنه به جنگ می رود / اوریانا فالاچی "
-
بگو : آ
شنبه 4 آبان 1392 11:16
زن : بگو آ مرد : آ زن : مهربون تر ، آ مرد: آ زن : با صدای بلند اما لطیف ، آ مرد: آ زن : بگو آ ، جوری که انگار می خوای بگی دوستم داری. مرد : آ زن : بگو آ ، جوری که انگار می خوای بگی خیلی خوشگلم مرد : آ زن : بگو آ ، جوری که می خوای اعتراف کنی خیلی خری مرد : آ زن : آهان . بگو آ ، انگار که بخوای بهم بگی که دیگه ازت نخوام...
-
گرفتارم ، گرفتار چشم های تو
چهارشنبه 1 آبان 1392 13:11
نه زمینشناسم نه آسمانپرداز گرفتارم گرفتار چشمهای تو یک نگاه به زمین یک نگاه به زمان زندگی من از همین گرفتاری شروع میشود سبز آبی کبود من چشمهای تو معنای تمام جملههای ناتمامی ست که عاشقان جهان دستپاچه در لحظهی دیدار فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند کاش میتوانستم ای کاش خودم را در چشمهای تو حلقآویز کنم...
-
شبیه تو
چهارشنبه 1 آبان 1392 11:11
حتا یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست نه در نفس کشیدن نه در نفس نفس زدن و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن میبینی؟ پروردگار عالم وقتی تو را میآفرید هرچه عطر نارنج داشت ریخت توی تن تو بخشید به موهات و تو تنهای بیهمتای من شدی. " عباس معروفی "
-
تاثیر شگرف آهستگی
سهشنبه 30 مهر 1392 12:14
کمتر کسی می داند که اگر کتابی آهسته و با حوصله خوانده شود ، می تواند چه تاثیر شگرفی در روح آدمی داشته باشد. ****** هر کس چیزی از من می پرسید و من در جواب همه با فروتنی می گفتم : عشق ****** " ژان کریستف / رومن رولان " جلد سوم پ.ن : جلد سوم هم درخشان تموم شد. دیروز دقیقا داشتم همین حرف رو به فروشنده کتاب می...
-
حلقه مشترک
سهشنبه 30 مهر 1392 10:56
گاهی تو زندگیت اتفاقی می افته که تو حس می کنی اصلا تنها یا دارای افکار عجیب و غریب نیستی. یه اتفاق ساده ولی خیلی خوب. اتفاقی از جنس خودت ، تفکرت ، روحیاتت ... . اتفاقی و خاطره ای که هروقت به یادش می افتی بدون اراده لبخند می زنی ( درست مثل همین الان ) . دیروز تو کتاب فروشی به آدمایی برخوردم که با وجود غریبه بودنمون ،...
-
از شباهت به خستگی و نفرت
سهشنبه 30 مهر 1392 10:51
سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...عاشق کم است سخن عاشقانه فراوان ... عشق عادت نیست، عادت همه چیز را ویران می کند از جمله عظمت دوست داشتن را... از شباهت به تکرار می رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی از بیهودگی به خستگی و نفرت " نادر ابراهیمی " پ.ن - یک: مرسی امین خوب. پ.ن- دو :این اتفاق دقیقا داره...
-
کدام تقدیر ؟ کدام طبیعت ، کدام خدا ؟
یکشنبه 28 مهر 1392 12:45
تقدیر با من است ،طبیعت با من است و خدا با من و آنجا ،چند گامی فراتر به خود می گفت :کدام تقدیر ،کدام طبیعت ، کدام خدا؟ به کمان کودکانه ی خود می نگرسیت و تیر فراخور آن کمان . تلخ ترین خنده های روزگار بر لبش می نشست . دمی دلش را به این خیال خوش می کرد که تیر منم ، کمان منم ،قدرت روزگار ، من!و لحظه ی کوتاهی بعد :...
-
جادو
یکشنبه 28 مهر 1392 10:46
گمان می کرد که هرگز نخواهد توانست در دل دختر زیبایی مثل ژاکلین جایی داشته باشد ، و گمان می کرد که شایستگی دوستی با او را ندارد و از این نکته غافل بود که عشق با شایستگی اشخاص کاری ندارد و به جادو می ماند. " ژان کریستف / جلد سوم / رومن رولان " پ.ن : شاید برای همه پیش اومده باشه که کسی یا کسانی سر راه ش اومده...
-
تنهایی
شنبه 27 مهر 1392 10:25
تنهایی از آن نیست که آدم کسانی را در اطراف نداشته باشد، از این است که آدم نتواند چیزهایی را منتقل کند که مهم می پندارد، از این است که آدم صاحب عقایدی باشد که برای دیگران پذیرفتنی نیست . اگر انسانی بیش ازدیگران بداند، تنها می شود . " کارل گوستاو یونگ/ کتاب قرمز "
-
آفتاب و فریدون
دوشنبه 22 مهر 1392 10:49
... من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده ست آغاز می کنم ... من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال - که دستم به دست توست - من جای راه رفتن پرواز می کنم ... آن لحظه ها که مات در انزوای خویش یا در میان جمع خاموش می نشینم موسیقی نگاه تو را گوش می کنم ... گاهی میان مردم...
-
محکم باش
دوشنبه 22 مهر 1392 10:08
پای هر خداحافظی محکم باش ... کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند ... کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ ِ خودت...
-
دلتنگ نادر
پنجشنبه 18 مهر 1392 09:15
روزگاری ست که حتی جوان های عاشق نیز قدر مهتاب را نمی دانند. این ما هستیم که در چنین روزگار دشواری باید نگهبان اعتبار شفاف و پر شکوه ، کهکشان شیری، و شهاب های فرو ریزنده باشیم... شاید بگویی :« در زمانه ای چنین ، چگونه می توان به گزمه رفتن در پرتو ماهِ پُر اندیشید؟ » و شاید نگویی؛ چرا که پاسخ این پرسش را بارها و بارها...
-
رام تو !
چهارشنبه 17 مهر 1392 16:33
کلمات رام میشوند با صدای تو با دستهای خستهی من نرم میشوند نعل میکنم چموشترین واژهها را برای تو سوار شو بتاز. دوستت دارم را بانوی من در گوش باد هم بگو... " عباس معروفی "
-
تفاوت
چهارشنبه 17 مهر 1392 09:05
همسفر در این راه طولانی که ما بی خبریم و چون باد می گذرد، بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی. مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم. و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد. مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم....
-
به آهستگی
سهشنبه 16 مهر 1392 10:30
عزیز من ! انسان ، آهسته آهسته عقب نشینی می کند . هیچکس یکباره معتاد نمی شود یکباره سقوط نمی کند یکباره وا نمی دهد یکباره خسته نمی شود ، رنگ عوض نمی کند ، تبدیل نمی شود و از دست نمی رود. زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد و تکرار و خستگی ، بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می کند. باید بسیار هشیار باشیم و نخستین تلنگر ها را ،...
-
خواب ، بانو ، انار
سهشنبه 16 مهر 1392 10:20
هر شب که می خواهم بخوابم می گویم صبح که آمدی با شاخه ای گل سرخ وانمود می کنم هیچ دلتنگ نبوده ام صبح که بیدار می شوم می گویم شب ، با چمدانی بزرگ می آید و دیگر نمی رود. " بانو " کیکاوس یاکیده پ.ن: پریشب خواب همون دوستم رو دیدم که این کتاب بهم داد تا بخونمش. عصر کتاب رو پیدا کردم و شبم که رفتم خونه اولین انار...
-
کائنات
سهشنبه 16 مهر 1392 10:15
همیشه معتقد بودم که باید به ندای قلبم گوش بدم چون هیچ وقت اشتباه نمی کنه . دیروز حال خوبی نداشتم واسه همین تصمیم گرفتم طبق معمول برم برای پرسه زدن ! بهم الهام شد که برم کتاب فروشی " امیر کبیر ". با خودم گفتم شاید تونستم کتاب " بانو " رو پیدا کنم. وقتی رسیدم فکر کردم که این دفعه بیشتر کتابای چیده...
-
اصلاح ناپذیر
یکشنبه 14 مهر 1392 12:27
الان کلی وقت آزاد دارم ، کتابم جلوم هست اما نمی دونم چه کرم بازیگوشی ای منو گرفته ؟!! دو خط می خونم ، کتاب می بندم میرم یه چرخ میزنم باز دو خط دیگه می خونم و .... ! خدایا این بنده بازیگوش را اصلاح بنما
-
دفتر عشق
یکشنبه 14 مهر 1392 11:58
کاش من و تو دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم تنگ در آغوش هم خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی گاهی تو را گاهی مرا تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان به امانت می بردند … " عباس معروفی " پ.ن : از طرف عسل عزیز
-
طعم نارنج
شنبه 13 مهر 1392 09:52
گفتی: دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوست داشتنم بند نمیآید چه کنم؟ گفتم: در آغوش من آنقدر بچرخ که شب از روی روز بگذرد روز در شب گم شود و من هنوز تنت را کشف نکرده باشم گفتی: میخواهم برابرت آینهای بگذارم از تو هزار از خودم صدهزار بسازم نشانت دهم پریشانی یعنی چه گفتم: برای باریدن عشق آدم باید ابرهای عالم را بگرید؟...
-
لوتوس
پنجشنبه 11 مهر 1392 11:06
دوستانی که علاقه مند به کسب اطلاعات بیشتر درباره " لوتوس " هستند می تونن به لینک زیر مراجعه کنن و مقاله رو دانلود نمایند. لینک سایتم به پیوندهام اضافه کردم. سایت خوبی ه. http://www.ensani.ir/fa/content/88493/default.aspx
-
خرافات کتابخون ها
چهارشنبه 10 مهر 1392 12:24
... می ترسید که دیگری آن کتاب کهنه را دیده وخریده باشد. به فکرش نمی رسید که می تواند برود و نسخه نو و تازه چاپ این کتاب را از یک کتابفروشی بخرد که دوستداران کتاب هم به خرافات مخصوص خود معتقدند. و او نیز با خواندن صفحاتی از این کتاب کهنه به دنیای خیالی خود سفر کرده بود و اصرار داشت که همان را بیابد و بخرد. " ژان...
-
پشت سر گذاشتن واقعیت !
چهارشنبه 10 مهر 1392 10:41
اگر ما بخواهیم همه ی نیروی خود را برای درگیر شدن با واقعیت به کار ببریم ، دیگر برای ما نیرویی نمی ماند که بتوانیم از خوبی ها و زیبایی های زندگی بهره مند بشویم. " ژان کریستف / رومن رولان " پ.ن : دیروز یه اتفاقی افتاد که خیلی اعصابم رو بهم ریخت اینقد که هنوز سنگینی ش حس می کنم ! وقتی داشتم کتاب می خوندم این...
-
آسمان مال من است
یکشنبه 7 مهر 1392 12:26
هر کجا هستم ، باشم آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت ؟ " سهراب " پ.ن : بد جوری این شعر رو دوس دارم ! حس فوق العاده ای بهم میده. انگار من از همه چی جدا می کنه!